سيد محمد باقر برقعى

248

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

و تو روزى آن را ، شايد از ديدهء مرطوب گلى وحشى و بىنام ، بچينى ! يا كه در ساقهء سبزى ، كه سوى نور روان است ، ببينى ! و تو شايد روزى ، در بهار دور ، در بهارى كه فضا غرق هزاران عطر است ، عطر اندوه مرا ، از علف گمنامى ، كه به زير قدمت له‌شده ، بويى ! و به يادآورىام محو و گريزان ، و صدايم را ، و صدايم را بشنوى از پس آواز فراموشى ، در زمزمهء باغچه و نغمهء باران ، در بهارى دور ، در بهارى همه رويان و شكوفان .